صفحه نخست
تماس با نویسنده
نویسندگان وبلاگ
مرجان
آرشیو وبلاگ
۱۳۸۸/٥/٢٤
۱۳۸۸/٥/۱٧
۱۳۸۸/٥/۳
۱۳۸۸/۳/۳٠
۱۳۸۸/۳/٢۳
۱۳۸۸/۳/۱٢
۱۳۸۸/٢/۱٥
۱۳۸۸/٢/٥
۱۳۸۸/٢/۱٢
۱۳۸۸/٢/۱۱
۱۳۸۸/۱/٢٩
۱۳۸۸/۱/٢٢
۱۳۸٧/۱٢/۱٧
۱۳۸٧/۱٢/۳
۱۳۸٧/۱۱/۱٢
۱۳۸٧/۱۱/۱۳
۱۳۸٧/۱٠/٢۸
۱۳۸٧/۱٠/٢۱
۱۳۸٧/۱٠/٢٠
۱۳۸٧/۱٠/٩
۱۳۸٧/۱٠/٧
۱۳۸٧/٩/۳٠
۱۳۸٧/۱٠/٧
۱۳۸٧/٩/٢۳
۱۳۸٧/٩/۱٦
۱۳۸٧/٩/۱٦
۱۳۸٧/٩/۱۳
۱۳۸٧/٩/۱۱
۱۳۸٧/٩/٩
۱۳۸٧/٩/٥
۱۳۸٧/٩/٢
۱۳۸٧/٩/٢
۱۳۸٧/۸/٢٥
۱۳۸٧/۸/٢٥
۱۳۸٧/۸/۱۸
۱۳۸٧/۸/۱۱
۱۳۸٧/۸/٤
۱۳۸٧/۸/۱٢
۱۳۸٧/۸/٤
۱۳۸٧/۳/٢٥
۱۳۸٧/۳/٢٥
۱۳۸٧/۳/۱۸
۱۳۸٧/۳/۱۸
۱۳۸٦/٦/۳
۱۳۸٦/٤/٢۳
۱۳۸٦/٤/٢۳
۱۳۸٦/٤/۱٦
۱۳۸٦/٤/٩
۱۳۸٦/٤/۱٦
۱۳۸٦/٤/٩
۱۳۸٦/٤/٢
۱۳۸٦/٤/٢
۱۳۸٦/۳/٢٦
۱۳۸٦/۳/۱٩
۱۳۸٦/۳/۱٢
۱۳۸٦/۳/٥
۱۳۸٦/٢/٢٩
۱۳۸٦/٢/٢٢
۱۳۸٦/٢/۱٥
۱۳۸٦/٢/۸
۱۳۸٦/٢/۱
۱۳۸٦/٢/۱
۱۳۸٦/۱/٢٥
۱۳۸٦/۱/۱۸
۱۳۸٦/۱/۱۸
۱۳۸٦/۱/۱۱
۱۳۸٥/۱٢/۱٩
۱۳۸٥/۱٢/۱٩
۱۳۸٥/۱٢/۱٢
۱۳۸٥/۱٢/٥
۱۳۸٥/۱۱/٢۸
۱۳۸٥/۱۱/٢۱
۱۳۸٥/۱۱/٧
۱۳۸٥/۱٠/۳٠
۱۳۸٥/۱٠/۱٦
۱۳۸٥/۱٠/٩
۱۳۸٥/٩/۱۱
۱۳۸٥/۸/٢٧
۱۳۸٥/۸/٢٠
۱۳۸٥/۸/٦
۱۳۸٥/٧/٢٩
۱۳۸٥/٧/٢٢
۱۳۸٥/٧/۱٥
۱۳۸٥/٧/۱٥
لینک دوستان
خبر گزاری ماه نيوز
اورمزدان
محمد تورنگ
سحر طلوعی
فرامرز سيد آقايی
مهران انصاری
ميترا خلعتبري
سارا لقايی
قالب هاي وبلاگ
تودی لینک
عکاسی
دوستیابی سالم
فاوانیوز
خرید اینترنتی
ماكرومديا ایکس
خروجی و آمار وبلاگ
لوگوی دوستان
چه کسی می تواند به این زن کمک کند
خدیجه مسیبی زن ٢٧سا له ای که در استانه اعدام قرار دارد طی نامه ای از رئیس قوه قضائیه تقاضای کمک کرد.
این زن که از ابتدای سال 86 دستگیر شده متهم است شوهرش را با ضربات تبر از پای در اورده است. خدیجه در دادگاه اظهار داشته که شوهرش بشدت ازارش می داده و حتی او را وادار به تن فروشی می کرده است .
وی که اکنون در زندان امل به سر می برد از سال گذشته تا کنون نتوانسته 2 فرزندش را که نزد عمویشان هستند ببیند.
در گوشه ای از اظهارات این زن امده است:زمانی که 17 ساله بودم به عقد عباس در امدم من چهارمین همسر عباس بودم و او همسران قبلی اش را طلاق داده بود . مدتی بعد از زندگی با عباس متوجه شدم که دیگر نمی توانم ادامه دهم چرا که عباس تعهد اخلاقی نداشت و مرا وادرا می کرد برای زنانی که به خانه می اورد غذا بپزم و از انها پذیرای کنم . شوهرم به شدت معتاد بود و نه تنها من، بلکه 2 پسرمان را هم ازار می داد . شوهرم این اواخر به من پول نمی داد که برای خانه خرید کنم و می گفت از این به بعد باید خودت هزینه ها را تامین کنی و مرا وادرار به تن فروشی می کرد. دیگر نمی توانستم این شرایط را تحمل کنم تقاضای طلاق کردم ، دادگاه قبول نکرد. من 5 بار تقاضای طلاق کردم اما توجهی نشد و به من گفتند که دلایل برای طلاق کافی نیست. .شب حادثه می خواست مرا دوباره به خانه کسی بفرستد. من ناراحت بودم و نمی دانستم که چه کنم . برای اینکه از این شرایط راحت شوم زمانی که خواب بود او را با تبر کشتم .
در ادامه اظهارت خدیجه امده است :فرزندانم شاهد تمام این حوادث بوده اند و خانواده شوهرم هم از این ماجرا اطلاع دارند اما نمی دانم چرا انها واقعیت را نمی گویند. می دانم اگر مادر شوهرم تصمیم گیرنده بود حتما رضایت می داد اما برادران شوهرم اجازه نمی دهند . انها حتی اجازه نمی دهند که فرزندانم در دادگاه حاضر شوند و بگویند پدرشان چه بلایی به سرم می اورد .برادران شوهرم سهم صغار را هم پرداخته اند و اصرار داردن که من اعدام شوم .
پرونده خدیجه مسیبی در دیوان عالی کشور مورد رسیدگی قرار گرفته و تایید شده است . در حال حاضر تنها راه نجات خدیجه نقض حکم از سوی رئیس قوه قضائیه است. این زن به دنبال وکیلی است که بتواند او را از مرگ نجات دهد .
پيام هاي ديگران () PermaLink یکشنبه ٢٩ دی ،۱۳۸٧ - مرجان
